پرستوی مسافر ...

من هم در این شهر غریبم ،

طوفانی نیز مرا آواره کرده است ...

مرا نیز در این بی‌آشیانی خویش شریک کنید .

من نیز چون شما آشیانی ندارم ...

من نیز مرغ سرزمین گمشده ای هستم ،

پرستوی مسافری هستم ...

« علی شریعتی »

/ 15 نظر / 40 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سایه سپید

سلام... شریعتی همیشه زیبا می نویسد...ممنون از انتخابت... وای داستان پسرک خیلی زیبا بود...خیلی دوست داشتنی...نبودی ولی وقتی اومدی هم زیبا اومدی آپ کردیا!!!!مرسی عزیزم.......[ماچ][گل]

معلم تنها

عمرم شهاب وار به رفتن شتاب کرد چشم مرا ز مرگ جوانی پر آب کرد دیدم سیاهروزی خود را شبی که عشق مویم سپید دید و دلم را جواب کرد آن روزها ی شادی جوانی به باد رفت دست زمان سرای طرب را خراب کرد عمرم گذشت و دایه ی مکار روزگار افسانه گفت و کودک دل را به خواب کرد [لبخند]

معلم تنها

سلام دوست مهربونم شبت بخیر خیلی خوش اومدی[لبخند]

persiantarah

سلام خوب هستين ؟ وبلاگ خيلي خوبي داري اگه موافقي با هم تبادل لينک کنيم سايت من رو با عنوان طراحي سايت لينک بده و بعد به من persiantarah@gmail.com ايميل بزن تا شمارو هم به سايتم اظافه کنم سايت من www.persiantarah.com رنک سايت من نيز 3 هست خيلي خوشحال شدم

رویا

سلام عزیزم خوبی؟![پلک] دوست داشتم تو این پستت من اول شم اما از قرار معلوم آخر شدم[ناراحت] اما عیب نداره دفعه یعد جبران میکنم[چشمک] سه باره سه باره دوبار فایده نداره[هورا][هورا] [ابله][چشمک] [قلب][گل]

وهم...

[ماچ][ماچ][قلب][قلب][پلک][پلک] ×~×~×~×~×~×~×~× نمی دونم چرا افتادم رو مود کامنت لوس گذاشتن؟[نیشخند] (اگه خوشت نمیاد تایید نکن)

سایه سپید

ای پرنده مهاجر....سفرت سلامت اما...به کجا می ری عزیزم؟....قفست تموم دنیا!!!!

آرامش

عيد قربان پر شکوهترين ايثار و زيباترين جلوه ي تعبد در برابر خالق يکتا بر شما مبارک در پناه حق باشید[گل]