بال جادویی شعر ...

http://mementocafe.persiangig.com/bale%20jadooyie%20sher.jpg

نه عقابم، نه کبوتر، اما

چون به جان آیم در غربت خاک ؛

بال جادویی شعر، بال رویایی عشق

می رسانند به افلاک مرا ...

 

اوج می گیرم، اوج

می شوم دور از این مرحله، دور

می روم سوی جهانی که در آن

همه موسیقی جان است و گل افشانی نور ؛

همه گلبانگ سرور ...

تا کجاها برد آن موج طربناک مرا ...

 

نزده بال و پری بر لب آن بام بلند ،

یاد مرغان گرفتار " قفس "

می کشد باز سوی خاک مرا ...

فریدون مشیری

پی نوشت 1 : این شعر رو دوست دارم ، بیشتر از اون آهنگش رو !

پی نوشت 2 : امروز تولد پپری مهربونه :) تولدت مبارک عزیز :*

پی نوشت 3 : عکس از خودم ! برای مشاهده در سایز بزرگتر کلیک کنید .

/ 19 نظر / 43 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پیپ ، قهوه ، شکلات

مرسی که اومدی . مگر تو اوج بگیری و گرنه من بال و پرم تو خلیج مکزیک نفتی شد معذورم از پریدن

محمد(سلام بر زندگی)

ای قامتت بلندتر از قامت بادبان ها و فضای چشمانت... گسترده تر از فضای آزادی... تو زيباتری از همه ی کتاب ها که نوشته ام از همه ی کتاب ها که به نوشتن شان می انديشم... و از اشعاری که آمده اند... و اشعاری که خواهند آمد... سلام دوست نازنین شب زیباتون بخیر ممنونم از حضور همیشه مهربانتون با غزلی تازه از سروده های خودم بروزم مشتاق همیشگی نگاه مهربان شما هستم[لبخند][گل]

نانی آزاد

باري ديگر به ديدارت آمدم و سوغاتم سطرهاييست كه نوشته ام منتظرم بيا و بخوان[گل]

دلشکسته

در پناه صخره ی عادت روز را به شب می رسانیم و باید های بیهوده را با نبایدهای پوسیده پیوند می زنیم تا امروز همان باشیم که دیروز بوده ایم بیا تا خانه ی خود را از علف های هرز عادت پاک کنیم و در زیبایی بال پروانه ای نگاه کودکی خود را جستجو کنیم [گل]

رویا عبدی

سلام عزیزم.[لبخند] خوبی؟ چه شعر زیبایی! چه عکس قشنگی...![رویا] جدا" که هنرمندی عزیزم[لبخند]. تبریک میگم بهت[گل]

سحر

سلام مهربان شعر خیلی قشنگی بود حس و وزن قشنگی داشت [قلب]

سحر

راستی اول بودم ها! الان کلی ذوق مرگ شدم[نیشخند]

سحر

به راستی اول بودم آیا؟[سوال] شک کردم[تعجب]

مرتضا

عکسی که گرفتی رو خیلی دوس دارم ...