عشق ... ؟!

 http://mementocafe.persiangig.com/image/eshgh.jpg

گاهی وقتا ما خیلی چیزا رو با عشق اشتباه می گیریم . خواسته یا نا خواسته .

عشق رو گاهی به جای دوست داشتن می گیریم ، گاهی به جای عادت و گاهی به جای تنهایی . جای هر کدوم از این ها رو که پر کنیم دوست داریم اسمش رو بذاریم عشق .

اما واقعا عشق چیه ؟ خیلی ها که فقط اسم عاشق رو یدک می کشن ! و هیچ وقت نمی تونن اون عشق رو تعریف کنن ، به خاطر همین هیچ وقت هم نمی تونن نشونش بدن . خیلی ها که روز عشق رو بهم تبریک می گن فقط از این روز کادو دادن و کادو گرفتنش رو یاد گرفتن ! در صورتی که حتی بلد نیستن درست اون عشقشون رو ابراز کنن ! و مشکل بزرگ ما همین جاست . من این مدل عشق ها رو درک نمی کنم ! عشقی که جای عادت رو بگیره و سراسر غرور و خودخواهی باشه . عشقی که همش به حرف باشه . عشقی که فقط اسما ً تو زندگیت باشه اما خودش همیشه غایب باشه ! و یا عشقی که از گفتنش ترس داشته باشی . ولی یک چیزی رو خوب درک می کنم ، اونم این که هر کسی لیاقت عشق رو نداره ...

آدم های عاشق نما و شبه عاشق زیاد دیدم . ولی ندیدم مثل عشق لیلی و مجنون . یا تو داستان ها خوندم یا تو فیلم ها دیدم . به نظرتون همش افسانه نبود ... ؟!

             بیگانگی ز حد رفت، ای آشنا مپرهیز

                           زین عاشق پشیمان سر خیل شرمساران

یکشنبه – 25 بهمن ماه 1388

پی نوشت 1 : روز تولد مادرم روز عشق نامیده شده ! مادر و عشق ..... عشق واقعی این جاست ! نزد مادر !

پی نوشت 2 : اگه 4/1  اونقدری که می گفتی عاشقی ، عشقت رو نشون می دادی الان خیلی چیزا فرق می کرد !

 

/ 12 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شهلا7

از عادت متنفرم. باورم نمیشه کتایون.دست خودم نیست. میزون نیستم .نمیدونم چرا. قاطیم اما به روم نمیارم این سخته. دعا کن همینطوری ساکت بمونم.

میخک

باهات موافقم .اما رسم زندگیه . از اینکه اومدی ممنون .[نیشخند]

خدگر

ای گوساله! لیلی و مجنون ندیدی,‌رومئو و ژولیت چی؟‌اونم ندیدی؟! [نیشخند] هملت و افیلیا ندیدی؟! اینو دیگه مطمئنم که دیدی! ندیدی؟ [نیشخند] من اینجا به کدوم طرفت حساب نشدم؟![نیشخند] ما داریم توی کره ی لعنتی زمین زندگی می کنیم! جایی که در نجابت گاز های نجیب هم باید شک کرد! منظورم اینه که(همونطور که خودت هم گفتی و همه میدونن) هیچی ایده آل نیست! پس از عشق هم نباید انتظارات خارق العاده ای داشت! نمیدونم یادت هست یا نه, ولی من همیشه درباره ی یه موضوع شکایت داشتم... میگفتم این چه خیانتیه که ما به بچه هامون,‌به خصوص دخترها می کنیم؟ منظورم تعریف داستان هایی مثل سیندرلا و سفید برفی و زیبای خفته و این خزعبلاته! از وقتی بچه ن مغزشون رو با این شر و ور ها پر می کنیم, وقتی بزرگ میشن و با دنیای واقعی مواجه میشن از لحاظ روحی و عاطفی صدمه می خورن! میگن کو اون شاهزاده ی سوار بر اسب سفیدی که قرار بود بیاد منو نجات بده؟!‌ و بعد از چند بار لطمه و صدمه خوردن اکثرشون به فساد و پسر بازی می افتن! نمونه هاش دور ورمون زیاده! یا برعکس... درباره ی پسرها هم همینطور... ولی بیشتر در باره دخترها صادقه... عزیز من... عشق هم به مرور زمان مثل خیلی

خدگر

جون تو حال ندارم دوباره اون همه چیز رو تایپ کنم... توی پشت صحنه همه چیز رو گفتم بهت...

سایه سپید

باور کنی یا نکنی....اگه پسری عاشق بشه..عشق واقعی...وقت جدایی بیشتر از یه دختر که عاشق واقعی باشه ضربه می خوره...بشنو و این دفعه باور کن!!!!

سایه سپید

سپندار مذگان مبارک.... بگرد و عشق واقعی رو پیدا کن....من مطمئنم عشق واقعی وجود داره.....کسی که تو رو بیشتر از همه درک کنه و بفهمه...کسی که باهاش بیشتر از همه احساس یکی بودن کنی......کسی که آرومت می کنه..... ما انسان ها کامل نیستیم....اما می تونیم برای کامل شدنمون تلاش کنیم..... هیچ وقت یکی رو پیدا نخواهی کرد که از همه نظر کامل باشه.ولی ایده آل ها وجود دارن..فقط یه چشم بینا می خواد...یه قلب دانا و یه صبر برای انتظار بدست آوردنش...... ما هرچی می کشیم از کم طاقتی هامونه[لبخند] دوستت دارم دوست جون[ماچ][بغل]

سایه سپید

مامان و بابات رو ببین....... اونا عاشق نیستن؟!

سایه سپید

مرسی بخاطر هدیه ت........... وای دختر تو محشری......شاهکاری...........خیلی حال کردم به خدا!!!!!! از خنده روده بر شدم.......[قهقهه] میلاد هم کلی بهش خندید...... اون رو خصوصی کردم...برای خودم...عیب نداره که؟!

نوید ردپا

[گل]

برف نو

گفتم غم تو دارم گفتا چشت درآيد! گفتم كه ماه من شوگفتا دلم نخواهد! گفتم خوشا هوایی كزبادصبح خيزدگفتا هوای گرميست? اَه اَه? عرق درآمد! گفتم دل رحيمت كی عزم صلح دارد گفتا برو به سويی ? تا گلّ نی درآيد! گفتم زمان عشرت ديدی كه چون سرآمدگفتا كه ای وای ديرشد، داد مامان درآمد [زبان]