باران ...

وای باران ؛

     باران ؛

شیشه پنجره را باران شست .

از دل من اما ،

_ چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟

آسمان سربی رنگ ،

من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ .

می پرد مرغ نگاهم تا دور ،

وای ، باران ،

       باران ،

پر مرغان نگاهم را شست ...

حمید مصدق - قصیده آبی ، خاکستری ، سیاه

/ 15 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرامش

اگر مي خواهي محال ترين اتفاق زندگيت رخ بدهد ......... باور محال بودنش را عوض كن[گل][گل][گل][گل][گل]

honarpisheh

az ghalbeh to faghat yek eshghe tazeh mituneh naghsheh uno beshureh

فاطمه.ک.آ

سلام دوست خوبم![گل] عصر بهاریت پر باشه از شادی و خبرای خوب,ایشالا![فرشته] این شعر نسبتا طولانی حمید مصدق رو دوست دارم.لطیفه![خجالت] امیدوارم لحظه های زندگیت هم لطیف باشن![قلب]

افـســـون

[گل][ماچ][قلب]فدای تو دختر کوچولوی منیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی دوووووست دارم گلم مراقب خودت باش نفسم فدات فدات [گل][قلب][ماچ]

ATEFEH.M

از دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست.!. هیچکس...............

ابن یمین

سلام. ممنون که اومدین و به من سر زدین[لبخند] بله اون پیغام رو دریافت کردم.خیلی ممنون.شما لطف دارین. حقیقتش اینه که چند وقته اصلا حالم خوب نیست.اگه این مدتم دیر به دیر سر می زنم ، ببخشید.[گل]

فاطمه.ک.آ

سلام عزیزم![ماچ]امیدوارم که خوب باشی!از اینکه همیشه منو شرمنده می کنی ممنونم!این گلها هم برای تو که گلی [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گلگل][گل][گل][گل][گل][گل]][گل][گل][گل][گل][گل][گل]گل][گل][گل][گل]

فاطمه.ک.آ

سلام عزیزم![ماچ]امیدوارم که خوب باشی!از اینکه همیشه منو شرمنده می کنی ممنونم!این گلها هم برای تو که گلی [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گلگل][گل][گل][گل][گل][گل]][گل][گل][گل][گل][گل][گل]گل][گل][گل][گل]

نیما

بارون برام یاد آور خیلی چیزهاست.

بهنامترین

من همانم که خاطرش در خاطرتان جا مانده بود جایی،آمدم بگویم،بی خداحافظ سلام