در پاسخ سوالی کودکانه !

http://mementocafe.persiangig.com/l%20%5B320x200%5D.jpg

[ بچه 6 ساله رو به مادر ]

بچه : چرا باید روزه بگیریم ؟

مادر : چون خدا آدمای روزه دار رو دوست داره .

بچه : یعنی خدا اون آقا فقیره که همیشه گشنه اس و سر کوچه مونه رو هم دوست داره ؟

مادر : ها ... ؟ [ در حالی که گلوش رو صاف می کنه ] خب آره دیگه .

بچه : پس اگه دوستش داره چرا فقیره ؟

[ چند لحظه سکوت ]

مادر : اون ... چیزه ... ! آها ! برو باباتو صدا کن الان اذون ( اذان ) می زنن .

بچه : از کدوم ؟!

مرداد 1389

پس نوشت 1 : آدم رو به مرگ می گیرن که به تب راضی باشی . حسن جوهرچی رو آوردن که ما به احسان علیخانی راضی بشیم !

پس نوشت 2 : افطار بی ربنا لطفی نداره . دلمون به رمضون خوش بود که شبیه قدیماس که اونم دیگه نیست !

پس نوشت 3 : فرامرز فرازمند تهیه کننده سنتوری مرد و بعد از 4 سال فیلمش بدون اکران وارد شبکه خانگی شد ! نکته جالب این جاست اول فیلمی که همون 4 سال قبل دست به دست گشت و همه دیدنش و یک کپی اش رو دارن اخطار می ده که کپی برداری ازش ممنوعه ! دلم سوخت . حق سنتوری نبود . خواهش می کنم هر کسی که این فیلم رو دیده بره و سی دی اوریجینالش رو هم بخره . به احترام مهرجویی بزرگ .

/ 15 نظر / 41 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد(سلام بر زندگی)

این روز ها عجیب دلم در هوای اوست این شعر های خسته تمامش برای اوست فریاد واژه‌ها به فدایش که سوختن در خلوت و سکوت فقط ادعای اوست دیگر نگاه شهر به من جور دیگریست انگار سال‌هاست که عاشق ندیده‌اند بیگانه‌اند و دوست که فرقی نمی‌کند دیگر تمام مردم دنیا غریبه‌اند آن روزها دلم به هوای تو می‌سرود: برگرد تا هنوز به یاد تو زنده‌ام من زنده‌ام هنوز ولی عشقمان چه شد؟ می‌گیرد از دروغ خودم باز خنده‌ام دیدی امید جای خودش را به یأس داد من ماندم و نگاه تو و اشک ِ انتظار این جاده‌های یأس کجا می‌برد مرا آه ای خدا چه بر سرم آورده روزگار [گل]

محمد(سلام بر زندگی)

راوي لحظه هاي خاموشم ساعت خسته فراموشم زير سقف نبايد و بايد با كسي جز خودم نمي جوشم خسته از قيل و قال عقربه ها از خودم نيز چشم مي پوشم هرزمان، هر دقيقه، هر ساعت مي برد اين زمانه از هوشم از سرم دست برنمي دارد اين جنازه كه مانده بر دوشم مرده بي عزا منم تنها نيست حتي كسي سيه پوشم سالها، سالهاي خاموشي است خاطر آسوده كن، فراموشي است [گل]

محمد(سلام بر زندگی)

سلام دوست خوبم صبح بخیر دیالوگ قابل تاملی بود راستش من زیاد برنامه قبل افطار را نمی بینم ولی خب تو مغازه دوستم داشتم اجرای جوهرچی را میدیدم به دلم ننشست و غیر وبلاگ شما تو چند وبلاگ دیگه هم دیدم خب اینم قبول دارم که رمضان مثل سابق نیست خصوصا من که چهارمین رمضانیست که تنها افطار میکنم بهمین خاطر دیگه حوصله سحری را ندارم ولی سه شنبه و جمعه افطار را میرم کنار مادرم. [پلک] وای چی بگم اون از لیگ برتر فوتبالمون این از سینما چی بگم یادم این شعر افتاد: گوش اگر گوشتو وناله اگر ناله من آنچه هرگز بجایی نرسد فریادست [افسوس]

HoMa

سلام! نمیدونم چی شد یاده ایجا افتادم! :-؟؟ منو که یادت هست:)) @Hom الان شده HoMa :دی http://touch-a-kiss.persianblog.ir/ شده http://amazing-kiss.persianblog.ir/ ________________________________________ هنوزم قشنگ مینویسی..... _________________________________________ فک نکنی اومدم یگم یلاگ جدید دارم:)) اینم دیگه قدیمی شده....... ________________________________ خودمم نمیدونم چی شد یاد اینجا افتادم:دی بای

آرامش

سحرگاهان كه عرش كبريايي مي‌سرايد نغمه توحيد، تو كه آهسته مي‌خواني قنوت لحظه‌هايت را ، ميان ربناي سبز دستانت، دعايم كن، دعايم كن.

آرامش

سلام دوست من خیلی جالبه دیشب یکی از گزینه ها واسه پست جدیدم عکس پست تو بود. خیلی خوشحالم که برگشتی خوشحالم که نبودت زود تموم شد و دوباره به جمعمون پیوستی منتظر نوشته های قشنگت هستم

آرامش

خوشحالم که حال دوستت بهتره اگه خبری از مینیمال ها شد ما رو هم خبر کن در ضمن تو این شب ها دعا یادت نره التماس دعا.....[گل]

سایه سپید

آخی........[ناراحت]امیدوارم سی دی اوریجینالش رو بخرم...خدایش بیامرزاد... چقدر غمگین راجع به اون بچه نوشتی[ناراحت]اما می دونی...خدا اونی که دوست داره رو بیشتر سختی می ده...و یه بحث طولانی اینجاس...که نمی خوام بازش کنم...اما سخته جواب دادن به یه کودک...