... کافه خاطره

... کافه ای ها آدم هایی خاطره بازند


سرآغاز . منو خاطرات . درباره نگارنده . درباره کافه . اشتراک

 

http://myup.ir/images/cmrtkmvegy2my26v43c.jpg

به سراغ من اگر می آیید ،
پشت هیچستانم
 

پشت هیچستان جایی است ،
پشت هیچستان رگ های هوا ، پر قاصدهایی است
که خبر می آرند ، از گل واشده دور ترین بوته خاک ...
روی شن ها هم ، نقش های سم اسبان سواران ظریفی
است که صبح
به سر تپه معراج شقایق رفتند ...
پشت هیچستان ، چتر خواهش باز است :
تا نسیم عطشی در بن برگی بدود ،
زنگ باران به صدا می آید ...
آدم اینجا تنهاست
و در این تنهایی ، سایه نارونی تا ابدیت جاری است ...


به سراغ من اگر می آیید ،
                 نرم و آهسته بیایید، مبادا که ترک بر دارد
                                                     چینی نازک تنهایی من ...

« سهراب سپهری »

مناسبتی !‌ یک سال گذشت ... از اون روزی که دلم خواست نوشته هام خونده بشه ، از اون روزی که اولین پستم رو منتشر کردم ... این وب رو دوست دارم ، نه به خاطر خودم ، که به خاطر شما ! کسایی که حتی برای یکبار اومدن خوندن ، نظر دادن و رفتن ، اونایی که موندن ، اونایی که باعث پیشرفتم شدن ، اونایی که همدل بودن ، اونایی که درک کردن ... و من ممنونم ، ممنونم از این همه درسی که تو این یک سال بهم دادین ، از این همه مهر و محبت ... ممنون .

مهم : شاید شما بتوانید جان مونا را نجات دهید ... به اینجا سر بزنید .

بی ربط : شاید قسمت گالری عکس رو به وب اضافه کنم ...