... کافه خاطره

... کافه ای ها آدم هایی خاطره بازند


سرآغاز . منو خاطرات . درباره نگارنده . درباره کافه . اشتراک

مدت ها بود می خواستم یک فیلم معرفی کنم . به خیلی از فیلم ها فکر کردم اما ... چند روز پیش خبری رو خوندم مبنی بر اکران فیلم ها به مناسبت روز ملی سینما . در میان این فیلم ها ، اسم فیلم « عصر جمعه » به چشمم خورد . یادم اومد توقیفی و اکران نشده ، چندین جایزه برده و اولین کار کارگردان جوانش مونا زندیه . این شد که رفتم و فیلم رو دیدم و به دو دلیل تصمیم گرفتم این فیلم رو معرفی کنم : 1 . به خاطر مونا زندی 2 . به خاطر نگاه متفاوت فیلم به موضوعی تکراری .

بعد از اکران فیلم مونا زندی آمد و حرف هایی زد و سوال هایی را پاسخ داد . از طرز فکرش خیلی خوشم اومد . آینده ای روشن در انتظارشه مطمئنا ٌ. هنوز طنین بعضی از حرفاش تو گوشمه ... پرسیدند : "چرا فیلمت توقیف شد ؟ " توضیحاتی داد اما به نظرم حرف کلی اش در همین یک جمله بود : " که برخی مشکلشان با این گونه فیلم ها این است که دوست ندارند وقتی مخاطب از سینما بیرون می رود درباره آن فیلم فکر کند ... " و این حرف بزرگی بود و عجیب هم تشویق شد . پرسیدند : " دلزده نشدید وقتی فیلم اولتان توقیف شد ؟ " و پاسخ داد : " ناراحت شدم اما دلزده نه ، چون دلزدگی همان چیزیست که برخی ها می خواهند ! " و باز هم سالن پر شد از صدای تشویق و کف زدن . کارگردان 36 ساله ای که هم در فیلمش بی پروا بود هم در سخن گفتنش و این ویژگی بود که متفاوت و دوست داشتنی اش می کرد .

و اما بپردازیم به خود فیلم . فیلمی ساده و تر تمیز . فیلمی که حضور قدرتمند رخشان بنی اعتماد را در لایه های اون حس می کردیم . فیلمی با موضوعی قدیمی و تکراری اما با نگاهی نو . برخی صحنه ها که تلخ بودند اما بی تصویر و در آن لحظه فقط صدا بود که همراهیمان می کرد و همین تفاوت نگاه بود که جذابش می کرد . نه آنقدر تلخ شده بود که تلخی اش باعث شود دیگر به موضوعش فکر نکنیم نه آنقدر خوب و خوش بود که از لذت سرا پا شور و شوق شویم ! تعادل داشت و نکته مثبتش همین بود . فیلمنامه خوبی هم داشت . بهتر است بگویم خوب پرداخته شده بود . بازی ها هم همین طور . رویا نونهالی که دیگر نیاز به معرفی ندارد . این که بگویم اعجوبه ایست در امر بازیگری اغراق نکرده ام و به قول مونا زندی " سوگند بدون رویا نونهالی سوگند نمی شد " ، مهرداد صدیقیان بازی اولش بود و هانیه توسلی هم مثل همیشه قابل قبول . در کل بگویم حیف که اکران نشد ...

دیگر هنرمندانی که در جمع حضور داشتند رخشان بنی اعتماد و ناصر تقوایی بودند که وقتی بلند شدند همگی یک دست تشویقشان کردند . کیانوش عیاری و پگاه آهنگرانی هم بودند و رویا نونهالی که زود سالن را ترک کرده بود و چندین بازیگر دیگر که اسمشان را نمی دانستم ! و کلا عجب شبی بود ... شبی به یاد ماندنی برای من . منی که با گذشت هر روز از زندگیم بیشتر مطمئن می شم که متعلق به خانواده سینمام ...

« برای دیدن اطلاعاتی درباره فیلم و کارگردان فیلم به ادامه مطلب مراجعه فرمایید »

دوشنبه – 23 شهریور 1388


« درباره مونا زندی »

نام اصلی: مونا زندی حقیقی

تاریخ و محل تولد : بیست و هشتم مهر ماه سال 1351- تهران

مونا زندی حقیقی متولد 1351 تهران، فارغ التحصیل معماری داخلی از دانشگاه تهران است. وی فعالیت سینمایی را سال 1373 با عکاسی آغاز و تا سال 1378 در سمت منشیگری صحنه و دستیاری فعالیت داشت. پس از آن سال 1378 اولین فیلم کوتاه 35 میلی متری اش را ساخت .

« فیلم شناسی »

عکاسی صنعتی :

شرکت گسترش تبلیغات ایران سال 1372 الی 1375

عکاسی فیلم :

سریال کاراگاه ( حسن هدایت 1373 )

منشی گری صحنه در فیلم های :

شاخ گاو ( کیانوش عیاری ۱۳۷۴)

اشک و لبخند ( شاپور قریب ۱۳۷4)

زن امروز ( مجید قاری زاده ۱۳۷۵)

غریبانه ( احمد امینی ۱۳۷5)

زیر پوست شهر ( رخشان بنی اعتماد ۱۳۷8)

شک ( ساموئل خاچیکیان 1378 )

برنامه ریزی و دستیار کارگردان فیلم های :

خانه به خانه ( کیانوش عیاری 1375 )

بودن یا نبودن ( کیانوش عیاری 1376 )

جاده ابریشم ( کیانوش عیاری 1377 )

غزالی ( اویدیو سالازار 1380 )

تدوین فیلم های :

شاخ گاو ( کیانوش عیاری 1374 - 35mm )

جاده ابریشم ( کیانوش عیاری 1377 - 35mm )

راز نگاه ( مونا زندی 1377 - 35mm )

راهبان ( رضا سبحانی 1378 - 35mm )

قطار هشت و نیم ( بهزاد خدا اویسی 1379 - DVC )

عکس بدون قاب ( مونا زندی 1379 - 35mm )

مداد رنگی های بخت آور ( مونا زندی 1381 – DVC )

نویسندگی و کارگردانی فیلم های :

راز نگاه (35mm 1377 – داستانی کوتاه )

عکس بدون قاب (35mm 1379 – داستانی کوتاه )

کارگردانی مشترک با رخشان بنی اعتماد ( روزگار ما – 1380 مستند بلند )

مداد رنگی های بخت آور ( DVC 1381 – مستند کوتاه )

به بهانه عاشورا ( DVC 1381 مستند نیمه بلند )

عصر جمعه (35mm 1384 – داستانی بلند )

تالیف و تهیه کتاب :

« تو که این قدر مهربان بودی ! » نامه ها و نقاشی های کودکان بم به خدا

کتاب فوق در سال 1382 بعد از زلزله بم تهیه گردیده است .

« مشخصات فیلم »

کارگردان: مونا زندی حقیقی

مشاور کارگردان: رخشان بنی اعتماد

تهیه کننده : جهانگیر کوثری

بازیگران: رویا نونهالی، مهرداد صدیقیان، هانیه توسلی، رامین راستاد، غلامرضا شاکر، نرگس صفدریان

فیلمنامه: فرید مصطفوی (بر اساس طرحی از مونا زندی حقیقی)

مدیر فیلمبرداری: حسین جعفریان

طراح صحنه و لباس: ژیلا مهرجویی

صدابردار: بهروز معاونیان

صداگذاری و ترکیب صداها: محمدرضا دلپاک

چهره پردازی: مهرداد میرکیانی

عکس: سپیده شاهوردی

محصول سازمان سینمایی 79 - جهان

خلاصه داستان :

سوگند به همراه پسرش امید روزگار پرتنش و نا خوشایندی را می گذراند . سوگند که سال ها دردی را پنهان از همه با خود کشانده دیگر تحمل نا هنجاری های پسرش را ندارد .

از سوی دیگر بنفشه خواهر کوچک سوگند بعد از 15 سال بی خبری ، تصمیم می گیرد تا سوگند را پیدا کند . او بعد از پیگیری های طولانی موفق می شود تا خواهر ناشناس خود را بیابد .

بعد از دیدار دو خواهر زندگی سوگند شکل جدیدی به خود می گیرد . او بعد از سال ها فشار و سختی ، در نهایت رازی را که باعث فرارش از خانه شده برای بنفشه بازگو می کند . بعد از فاش شدن این راز ، امید ...

« چند نکته »

1.       اسم فیلم عصر جمعه به این دلیل انتخاب شد که شروع اتفاقات در زندگی سوگند هنگام بازگشت از باغ انار و عصرجمعه بود .

2 . فیلمنامه دوم خانم زندی راجع به تجاوزی بود که نسبت به پسربچه‌ها صورت می‌گرفت که توقیف شد !

3 . فیلم عصر جمعه بدون اکران عمومی سرانجام از مهر ماه در شبکه‌ی نمایش خانگی عرضه می‌شود .

4 . فیلم سینمایی «عصر جمعه» اولین تجربه کارگردانی مونا زندی بود .

5 . یک سال و نیم است که به همراه نغمه ثمیمی درحال نگارش فیلم‌نامه‌ای جدید است و علاوه بر آن مشغول ساخت یک سریال 6 قسمتی است .

« سایت رسمی مونا زندی : http://www.monazandi.com »