... کافه خاطره

... کافه ای ها آدم هایی خاطره بازند


سرآغاز . منو خاطرات . درباره نگارنده . درباره کافه . اشتراک

 

ماه ، ماهه رمضونه . ماهی که خدا به بنده هاش فرصت داد پاک بشن . عین تولدی دوباره . ماه مهمونی خدا ... و چقدر این اسم قشنگه . چقدر امید توشه واسه نا امیدا . واسه اونایی که خیلی وقته مهمونش نبودن  ...

چقدر خوب بود اگه آدما پاک می شدن و پاک می موندن ... هر سال ماه رمضون می خوایم که آدم های خوبی بشیم و مهتر از اون خوب بمونیم اما ... نمی شود انگار ! می گیم که نمی ذارن اما خودمونم نمی خوایم . خدایا خسته ام از خوب بودن و بد شدن ، از بد موندن . خدایا در پی یک تغییرم اما نه تغییری که عمرش یک ماهه ، تغییری که واسه یک عمره ...

 

 

 تو رو اون طوری دوست داشتم که می خواستم نه اون طوری که بودی ... پس ای کاش عشق و دوست داشتن نبود . چون اون موقع از دیدن واقعیت ترس نداشتم . چون اون موقع مجبور نبودم واسه خوب بودنت تظاهر به خوب بودن کنم . چون اون موقع از نبودنت غمگین نبودم . " چون اگه دوسِت نداشتم نگران از دست دادنت هم نبودم ... "

 

" هر کس مسیحی دارد، بودایی که باید از غیب برسد ، ظهور کند ، بر او ظاهر گردد و نیمه اش را در بر گیرد و تمام شود. زندگی جستجوی نیمه ها است در پی نیمه ها ، مگر نه وحدت غایت آفرینش است ؟ پروانه مسیح شمع است ، شمع تنها در جمع ، چشم انتظار او بود ، مگر نه هر کسی در انتظار است؟ "

مسیح من همچون گذشته بر من طلوع کن و به من زندگی دوباره ببخش ... من و تو دیگر در انتظار کیستیم ؟!

  

خدایا دروغ این روز های من به تو این است : « در این زمانه که انسانها به خاطر فکر کردن گناه کارند و به خاطر دوست داشتن محکوم به زجر کشیدن ما همه حالمان خوب است و امروز را به امید روزهای بهتر فردا می کنیم ... »

خدایا "ما همه خوبیم ، اما تو باور نکن ... "

 

سه شنبه - ١٠ شهریور ١٣٨٨

پی نوشت ١ : از اونجایی که خیلی فکر کردم اما موضوعی پیدا نکردم این شد که از هر چیزی یک ذره نوشتم !

پی نوشت ٢ : پاراگرافِ " هر کس مسیحی دارد ... مگر نه هر کسی در انتظار است؟ " برگرفته از سخنان دکتر علی شریعتی می باشد .