... کافه خاطره

... کافه ای ها آدم هایی خاطره بازند


سرآغاز . منو خاطرات . درباره نگارنده . درباره کافه . اشتراک

http://mementocafe.persiangig.com/image/my-notes/tanhayi.jpg

این روزها همه دم از تنهایی می زنن ... البته حقم دارن ، همه ی آدم ها تنهان چون هرکسی تعریفش از تنهایی با دیگری فرق می کنه . یا بهتر بگم ، چون هر کسی خودش تنهاییش رو تعریف می کنه...

یکی می گه تنهاس چون عاشق نیست . یکی می گه تنهاست چون هیچ دوستی نداره . یکی می گه تنهاست چون کسی دوستش نداره .یکی  می گه تنهاست چون کسی حرفش رو قبول نداره ...

ولی یک فکر خوب که می تونه کمک کنه اینه که خدا هم تنهاس ، آره ... پس لزوما تنهایی چیز بدی نیست ...مهم اینه که چطور از این تنهایی ئه استفاده کنی ؛ خیلی ها از این تنهایی بدشون می یاد خیلی ها هم دوستش دارن ... منم گاهی دوسش دارم گاهی ازش بدم میاد . آدمیه دیگه ! همیشه همین طوریم ! تکلیفمون با خودمون مشخص نیست ! حتی نمی تونیم یک تعریف ثابت از چیزی که اینقدر ازش می نالیم داشته باشیم . از همون کابوسه شوم ! 

اما تنهایی های من خیلی چیز ها بهم یاد داد . بهم فهموند که خیلی از کارهام اشتباه بوده که باید جبرانش کنم ... بهم فهموند که چیزهای مهمتری تو زندگی واسه پرداختن بهش هست ... بهم یاد داد که باید زندگی کرد چون زندگی چیزیه که فقط یکبار سراغ آدم می یاد ... درست مثل مرگ ... پس بهتره که درست زندگی کنیم تا موقع مرگ پشیمون نباشیم چون فقط یکبار فرصت تجربه کردن جفتشون رو داریم ...

به نظرم گاهی وقتا آدم نیاز به زمان داره و شاید اون زمان رو همون تنهایی به ما بده پس فقط کافیه نگاهمون رو عوض کنیم ...

سه شنبه - ١٠ دی 1387