... کافه خاطره

... کافه ای ها آدم هایی خاطره بازند


سرآغاز . منو خاطرات . درباره نگارنده . درباره کافه . اشتراک

روزام، تقویم خط خورده

شبهام، در سوگت پژمرده

دنیا، جفت دستات پوچه

بن بست، آغاز هر کوچه

http://mementocafe.persiangig.com/the%20ways.jpg

دومین آلبومی که می خوام معرفی کنم آلبوم "استرس" از گروه The Ways هست . یک کار متفاوت و شنیدنی ...

The Ways یک گروه موسیقی راک هست که اولین بار توسط "کاوه آفاق" و "علیرضا پور رضا" در سال ۲۰۰۳ شکل گرفت. سبک کار گروه پاپ-راک هست٬که البته رگه های راک خیلی بیشتر دیده میشه درش . The Ways یکی از گروه های موفق راک فارسی هست ...

موسیقی اش فوق العاده اس ... متن بالا از آهنگ "بن بست" انتخاب شده . یک تکه از موسیقی اش هست که هر وقت گوش می دم احساس می کنم ذره ذره دارم ویران می شم !

از کارهای خوب دیگر این آلبوم آهنگ "سوت و کور" هست که نمی دونم چرا اما من رو عجیب یاد آهنگ های فریدون فروغی و فرهاد می ندازه !

از دیگر کارهای عالی این آلبوم هم می شه "شهر من کو" و "تهران" و "اتاق آبی" رو نام برد ...

گوش بدید . به گوش دادنش می ارزه ! اگر دنبال شنیدن یک کار متفاوت و خوب هستید ...

Download

( متن آهنگ ها و آدرس سایت و وبلاگ این گروه در ادامه مطلب قرار گرفته )


آهنگساز و ترانه : کاوه آفاق

شبی دیدم، توی خوابم

ته دریا، زیر آبم

زیر آبها، می زنم ساز

توی آبها، می خونم باز

شبی دیدم، توی خوابم

روی ابرا، پیش ماهم

ماه و ناهید، من و خورشید

خدا تا صبح، ما رو می دید

شبی دیدم، توی خوابم

ته دریا، زیر آبم

زیر آبها، می زنم ساز

توی آبها، می خونم باز

شبی دیدم، توی خوابم

روی ابرا، پیش ماهم

ماه و ناهید، من و خورشید

خدا تا صبح، ما رو می دید

تا صبح شد، زنگ ساعتا در اومد ؛

بازی ِ شبونم بازم مُرد

تا صبح شد، بوق ماشینا در اومد ؛

آبی بیکران بازم مُرد

شور پرواز، ته دریا،

بازی موج، روی ابرا،

دوباره صبح، دوباره رنگ

دوباره روز، دوباره جنگ


آهنگ ساز : علیرضا پوررضا

ترانه : ایمان محمدی

برفا، نم نم روی گورا

سرما توی استخونا

روزام، تقویم خط خورده

شبهام، در سوگت پژمرده

دنیا، جفت دستات پوچه                  بن بست، آغاز هر کوچه

یادت، بوی ناب خونه

جای لبهات روی گونه

رفتن، پر سوز و افسوسه

موندن، اینجا یه کابوسه

دنیا، جفت دستات پوچه                  بن بست، آغاز هر کوچه

خواب پرواز روی ابرا

دود جنگ و مرگ و غوغا

سرباز، دستات زیر سنگه

مرگت، پیغام هر جنگه

دنیا، جفت دستات پوچه                   بن بست، آغاز هر کوچه


ترانه وآهنگساز :علیرضا پوررضا

از صبح با، صدای زنگ سرد ساعت ِاسترس،

از صبح با، سرعت ِقدم های تند و مضطرب،

از صبح با، گلوی سوخته از چای ِ هنوز داغ،

از صبح با، رخوت عشق بازی ِخسته، تو تنت،

صبح، ظهر، شب                همه روزامون شدن مثل هم

تا ظهر با، ترس از تحویل کار ِ نیمه تمام،

تا ظهر با، جیبای بی پول و ویترین های حرام،

تا ظهر با،سر و کله زدن با کر ها و کورها،

تا ظهر با،سنگینی ِپـِلکــای خسته بَعد ِناهار،

صبح، ظهر، شب              همه روزامون شدن مثل هم

شب شد باز، سر ایستگاه مترو، باز هم انتظار

شب شد باز، نگاه نا امید عابر به سوار

شب شد باز، پاهای خسته ی تو،باز هم پله ها

حتی یه بار، چرا نرفتن از تو بالا این پله ها؟

صبح،ظهر،شب                همه روزامون شدن مثل هم


آهنگساز:حامد قناد

ترانه :ایمان محمدی، کاوه آفاق

برگای زرد درختای حیاط می ریزن ،

دیوارای کاهگلی رو ، جاشون میله کشیدن ،

اینجا یه مرد تنها،چیزی جز غم ندیده ،

عکس یه خورشید تاریکو روی زمین کشیده ،

صدای سوت ِ،رو لب ِ یه مردِ خسته

سایه های داغ ترس ُ، رو صورتش می بینه ،

با دستاش روی آسمون ، چَنتا ابر کشیده ،

پاهاش می لرزن،خواب از سرش پریده ،

ساقه های خورشیدُ ، از تو روزاش بریده ،

صدای سوت ِ،رو لب ِ یه مردِ خسته

زیر اون پُل،چنتا بچه،دور آتیش نشستن ،

زردی ِ روی ماهشون ُ، با شعله ها پوشوندن ،

زیر برف، آواز روزای بهاری رو می خونن ؛

دستای کوچیکشون ُ ، رو به خدا می گیرن ،

صدای سوت ِ ، رو لب ِ یه مردِ خسته

اشکاش تو چشماش،با آهنگش می رقصه


آهنگساز : حامد قناد

ترانه :حامد قناد ، ایمان محمدی

بَرگــا می ریزن از شاخه ها، سُست می شه کم کم ریشه ها!

پیچـیده پیـچک اعتراض،دور گلوی رویا !

بارون سختی می باره،آب ُ داره بالا میاره،

هرکی که اهل شناست،دستشو بالا میاره،

سِیلی میاد از اون دور،می بره شب ُ میاد روز!

برنده های فردا ، بازنده های دیروز.

اگه باور کنی شعرمو،می شه همه هم صداشیم،
شاید می شد که امروز،روزی باشه که منو تو رها شیم!!

اگه نــارو نزنیم به هم،داریم فردایی روشن،

باید بــمونیم پشت هم، تا این عَلف ها  درو شَن!!

سیلی میاد از اون دور،می بره شب ُ میاد روز!

برنده های فردا ، بازنده های دیروز.

توی هراس و وحشت،فریاد بزن اسمتو!!

پشت تموم رازهات،نابود کردی حستو!

دارن می رن دقایق،دلتو بزن به دریا،

محکم بگیر دستمو،نذار برم به یغما


آهنگساز: کاوه آفاق

ترانه : ایمان محمدی – کاوه آفاق

بین سیم های سیاه،  زیر آوار و صدا، بارش خاکسترا، دریای خون زیر پا،

کی می تونه که بگـه، اینجا روزی شهر من بود؟

لب بیجون پسر، شعر پــُر خون پدر، آویز زن های شهر،

پوکه ُ باروت ُ درد،

کی میتـونه که بگـه ،اینجا روزی شهر من بود؟

خونه و سقف کجاست، کنج و ایوونش کـو؟

میدون شهر کجاست ، برج و تندیـسش کو؟

تـقدیر مرگ این بود، دست بی شرم بلا بود.

سینما رویا(ل) کجاست؟ پـپسی سردش کو؟

کوچه خاطره هام ، بوسه گرمت کو؟

شهر من مرده دیگه، ای خدا ! شهر من کو؟

بگو ای ابر سپید! روی ماه رسوا شه !

توی بدر کاملش ، فال مرگ پیدا شه !

طالع نحس این بود، فصل تاراج زمین بود


ترانه و آهنگساز : کاوه آفاق

از تره بار تجریش، تا شهرنوی گمرک

بَـرِ هر بلوار، یا سر هر پیچ

هستند مردایی، تشنه واسه کار

درگیر فرزند، بابا نون شب بیار !!

ازسر پیچ شمرون، تا پای برج شهیـاد،

بیــداد تو این شهر، فقط بوی گند میــاد ،

هستــند زنایی، درگیر احساس ،

اما گـشنن شکم ها، ماما امشب کـجاس؟

نشـو حـیرون مرد من، کارو بسپار به تنـم

نون خونه پنهـونه، زیر دکــمه ی پــیرهنم !

لالایی کن مرد من، شبُ بنداز رو تنـم

نون امشب پنهـونه، زیر چین چین ِ دامنم !!

من خسته، زن خسته

او خسته، چون تهران خسته

مرد خسته، زن خسته

تن خسته، چون تهران خسته

از تره بار تجریش، تا شهرنو و گمرک ،

بَر ِ هر بلوار، یا  سَر ِ هر پیچ؛

هستنــد زنایی، درگیر احساس

اما گشنن شکم ها، ماما امشب کجاس؟؟

ازسر پیچ شمرون، تا پای برج شهیاد

بیداد تو این شهر، فقط بوی گند میاد

من خسته، زن خسته

تن خسته، چون تهران خسته

مرد خسته، زن خسته

ما خسته، چون تهران خسته


آهنگساز و ترانه : کاوه آفاق

در کناری از خانه ما

اتاقیست سرد و آبی

تخت و گیتار کهنه ی من ؛

عکس یک زن به دیواری .

زنی زیباروی و خندان

یار من بود او دورانی

کنون من ماندم و من

گیتاری و و سیگار و تنهایی

عشق من رفت به تن خاک ،

طعم شب نیست جز بیداری

هی عکس خندان بشنو از من !!

خواهمت دید روزگاری

دیگرم نیست نای ماندن

پایان آواز، آغاز رفتن

چاقویی پنهان ته گنجه

دستای سردم، رگ های سبزم


ترانه و آهنگساز : کاوه آفاق

یالا سوزی بکــَــّن بریم از این پارتی ِ لومپنا ؛

یالا سوزی بپــّر بریم از پنجره، بستند درا؛

اگه نریم کم کم میشیم ما هم یکی مثه خود اینا؛

اینجا همه کلید دارن ، واسه اومدن تو اتاق ما

لومپن پارتی

لومپن پارتی

یالا سوزی بکَــّن بریم از این پارتی ِ لومپنا

یالا لوازم ُ جمع کن ! کیفُ گذاشتم بالای راه پله ها ؛

سوزی اینا استاد دادن ِ رویاها به باد فنان!!

اگه نریم نابودیم ،بزن به چاک !همین دُورُوبران!!

لومپن پارتی

لومپن پارتی

اگه نکـُشی می کـُشن،اگه نـزنی می زنن لومپنا،

اگه تـُو ندی ،می گیرن، اگه در نری، می دَرن لومپنا،

اگه نخوری می خورن، اگه رُُو بدی سوارن لومپنا،

سوزی ! اگه در دیزی باز باشه ، بی حیان لومپنا!

لومپن پارتی

لومپن پارتی

یالا سوزی بکَــّن بریم از این پارتی ِ لومپنا

اینجا همه کلید دارن واسه اومدن تو اتاق ما ،

سوزی اینا استادِ دادن ِ رویاها به باد فنان!!

اگه نریم نابودیم ! بزن به چاک ! همین دوروبران!!!

لومپن پارتی

لومپن پارتی


شعر و آهنگساز: کاوه آفاق

من از سرزمین آه آمده ام، سرزمین اندوه های بسیار

اینجا، اوج ِ جهان، خانه است، خانه ای که همیشه یک خان دارد.

خان بابا، خان شوهر، خان داداش،

اینجا خانه مردانه است.

جالب که خان های خانه ام، هیچ گاه هیچ نخوانده اند،

هیچ گاه هیچ نخوانده اند،

من از اینجا آمده ام، درست همینجا،

همین ترسگاه ِ بی لبخند،

که هیچگاه نخندیدم.

دیگه شعری نیست، همه را گفته اند،

جستجو گر، با التماس،

در میان تار و پود  واژگان  این  زبان،

در سوگ سوژه ها، می میرند شاعران

دیگه شعری نیست

دیگه شعری نیست


سایت گروه : http://www.thewaysband.com/

وبلاگ گروه : http://thewaysband.blogfa.com/