... کافه خاطره

... کافه ای ها آدم هایی خاطره بازند


سرآغاز . منو خاطرات . درباره نگارنده . درباره کافه . اشتراک

http://mementocafe.persiangig.com/image/yeki%20bud%20yeki%20nabud.jpg

حکابت من و تو شد همون یکی بود یکی نبود ؛
وقتی بودی نبودم ،
هر وقت نبودی بودم ...
نبود من به بودن تو گره خورد ،
یا نبود تو به بودن من ؟
شاید این "زنده گی" بود که بازیمون داد !
اسم این بازی چی بود ؟
ها ! یادم اومد ! دست تقدیر ...
دیدی چه ساده به این بود و نبود خو کردیم ؟
دیدی چه ساده نبود تو شد تقدیر من ... ؟

جمعه - 8 مرداد 1389

پس نوشت 1 : دارم برای یک عشق خیالی می نویسم . چرا نداره ! چون هیچ عشق واقعی دور و برم ندیدم ! پس برای اونی می نویسم که تو خیالم پاکترین و خالصترین عشق رو داره ...

پس نوشت 2 : یک چیزی می خواستم بگم یادم رفت ! :))