... کافه خاطره

... کافه ای ها آدم هایی خاطره بازند


سرآغاز . منو خاطرات . درباره نگارنده . درباره کافه . اشتراک

 http://mementocafe.persiangig.com/image/eshgh.jpg

گاهی وقتا ما خیلی چیزا رو با عشق اشتباه می گیریم . خواسته یا نا خواسته .

عشق رو گاهی به جای دوست داشتن می گیریم ، گاهی به جای عادت و گاهی به جای تنهایی . جای هر کدوم از این ها رو که پر کنیم دوست داریم اسمش رو بذاریم عشق .

اما واقعا عشق چیه ؟ خیلی ها که فقط اسم عاشق رو یدک می کشن ! و هیچ وقت نمی تونن اون عشق رو تعریف کنن ، به خاطر همین هیچ وقت هم نمی تونن نشونش بدن . خیلی ها که روز عشق رو بهم تبریک می گن فقط از این روز کادو دادن و کادو گرفتنش رو یاد گرفتن ! در صورتی که حتی بلد نیستن درست اون عشقشون رو ابراز کنن ! و مشکل بزرگ ما همین جاست . من این مدل عشق ها رو درک نمی کنم ! عشقی که جای عادت رو بگیره و سراسر غرور و خودخواهی باشه . عشقی که همش به حرف باشه . عشقی که فقط اسما ً تو زندگیت باشه اما خودش همیشه غایب باشه ! و یا عشقی که از گفتنش ترس داشته باشی . ولی یک چیزی رو خوب درک می کنم ، اونم این که هر کسی لیاقت عشق رو نداره ...

آدم های عاشق نما و شبه عاشق زیاد دیدم . ولی ندیدم مثل عشق لیلی و مجنون . یا تو داستان ها خوندم یا تو فیلم ها دیدم . به نظرتون همش افسانه نبود ... ؟!

             بیگانگی ز حد رفت، ای آشنا مپرهیز

                           زین عاشق پشیمان سر خیل شرمساران

یکشنبه – 25 بهمن ماه 1388

پی نوشت 1 : روز تولد مادرم روز عشق نامیده شده ! مادر و عشق ..... عشق واقعی این جاست ! نزد مادر !

پی نوشت 2 : اگه 4/1  اونقدری که می گفتی عاشقی ، عشقت رو نشون می دادی الان خیلی چیزا فرق می کرد !