... کافه خاطره

... کافه ای ها آدم هایی خاطره بازند


سرآغاز . منو خاطرات . درباره نگارنده . درباره کافه . اشتراک

از روز 9ام تیر ماه 1369 خانواده ام نامی به دلخواه بر من نهادند ! در بدو ورود هیچ چیزم رو خودم انتخاب نکردم اما - در ادامه – مصمم ام که مسیر زندگیم رو خودم انتخاب کنم . فقط همین رو بگم که این "من" بدون خانواده و کشورش تبدیل به بی معناترین موجود عالم می شه. عاشق رشته تحصیلیم ، دوستام و هنرم . معماری می خونم . شاید به خاطر اینکه تنها رشته ای هست که کامل با هنر سر و کار داره . سه تار می زنم و به موسیقی علاقه مندم و به همه نوع آهنگی هم گوش می دم ولی بی کلام و لایت رو بیشتر می پسندم . از اردیبهشت ماه سال 1385 وبلاگ می نویسم .

 وبلاگ های مختلفی هم داشتم که هر کدوم رو بنا به دلایلی بستم . در حال حاضر در چند وبلاگ دیگه علاوه بر کافه خاطره فعالیت دارم و می نویسم ( که طراحی و ویرایش قالب تمامی وب هایی که در آنها نویسنده هستم رو خودم انجام دادم ) و در کل هر چیزی که از نت ، کامپیوتر و برنامه های کامپیوتری می دونم رو خودم یاد گرفتم !

 از خصوصیات اخلاقی ام اینه که زود اعتماد می کنم و ساده دل می بندم ولی سخت دل می کنم . همون قدر که می تونم شیطون باشم و در لحظه ای یک جمع رو بهم بریزم می تونم آروم باشم و ساکت ! تودارم و کمتر می شه ازم حرف کشید ! مغرورم ولی تا زمانی که سر لج و لج بازی نیافتم بروز نمی دمش ! تقریبا انتقاد ناپذیرم و به سختی می شه چیزی که بهش اعتقاد دارم رو زیر سوال برد ! ولی به همه انتقاد ها خوب گوش می دم و اگه در ظاهر قبول نکنم اما در باطن بهش فکر و حتی عمل هم می کنم ! احساساتی ام و آدم فوق العاده خاطره باز ! نمی تونم "نه" بگم ! دوست خیلی دارم و با همه راحتم ولی مرزها رو همیشه حفظ می کنم . مصمم هستم و به هر چیزی که بخوام می رسم . چون یا یک کاری رو انجام نمی دم یا وقتی شروع می کنم درست انجامش می دم ! تقریبا آدم نترسی هستم و بسیار کنجکاو ! همیشه به فکرم ، به فکر دوستام ، خانواده ام ، مردمم ، با خوشحالیشون شادم و با ناراحتی شون غمگین ...

اینجا که می بینید کافه منه . اسمش رو گذاشتم کافه خاطره چون هر آنچه در اینجا می خونید برگی از خاطرات زندگی منه ! حتی اون شعرهاش و یا داستانک هاش . بالاخره لابه لای هر کدوم گریزی به خاطراتم زدم . اما اینم بگم که من نه منتقدم که نقد سینمایی می نویسم ، نه عکاسم که عکس می گیرم و نه نویسنده که داستان و یا دلنوشته می نگارم ، که من فقط علاقه مندم ، به هنر ، به ذاتش ، به نوشتن چیزایی که بعد ها از خوندنشون به یاد بیارم روزهای سیاه و سفید رفته رو ، به ثبت لحظاتی از زندگیم توسط عکس ، که من فقط یک آدم خاطره بازم ، یک آدم بی ادعا ، خودم رو در کسوت کسی هم نشون نمی دم و نخواهم داد ، خودم رو جای کسی جا نمی زنم و نخواهم زد ، پس اگه نقدی در این کافه خوندی ، نوشته هایی رو ورق زدی و عکسی رو از دیده گذروندی فکر نکن که من پا تو کفش نقادها و نویسنده ها و عکاس ها کردم که من اینهمه نیستم ! اگه خوشت نیومد به دل نگیر ، منم یکی مثل خودت ، یکی که فقط دوست داره خاطراتش رو ثبت کنه ، همین !

·         نظرات دوستان درباره من در پنج کلمه «‌ اینجا »

Memorialist